::مقاله دات نت:: پایگاه مقالات ایرانیان
 
  
نام کاربری:   رمزعبور:
منوی اصلی
پیامهای کوتاه

فقط کاربران عضو میتوانند پیام بفرستند خواهشمندیم وارد شوید یا عضو شوید.
ارتباط آنلاين با مديران
سردبیر

مدیر فنی
نقش بز کوهی بر روی سفال ژیش از تاریخ ایران
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 15 اسفند، 1387 توسط admin86
باستان شناسيsajad2 می نویسد "سجاد اقتداری
دانشجوی رشته ی باستان شناسی (زاهدان)
کارشناسی
مقدمه:
در علم باستان شناسی که امروزه به عنوان یکی از علوم انسانی در دنیا شناخته شده است و به ان در کشور های مختلف توجه زیادی می شود و از این علم برای بازسازی گذشته های فرهگی و تمدنی خود استفاده می کنند و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
همانطور که میدانیم در برسی ها و حفاری های باستان شناسی اولین جیزی که دارای اهمیت است و به عنوان بیشترین و مهمترین داده ی مادی که برای بازسازی گذشته و حتی تاریخ گذاری نسبی و مطلق و لایه نگاری و همینطور برسی های تطبیقی چند محوطه مورد استفاده قرار می گیرد سفال می باشد. سفال به عنوان یکی از داده های مادی است که در تمامی قسمت های زندگی مردمان گذشته مورد استفاده قرار می گرفته ، در منازل،کارگاه،مناطق مسکونی،تجاری،کارگاهی و حتی در قبور و آرامگاه ها به عنوان هدیه و در معابد به عنوان نذورات و هدایا که به خدایان تقدیم می گشته .پس یکی از وسایل زندگی روزمره و تشریفاتی مردمان باستان سفال بوده است که به مقدار فراوان در دسترس باستان شناسان برای باز سازی گذشته قرار دارد .
همانطور که دکتر مجید زاده در مقاله ی خود می گویند:( سفال در باستان شناسی پیش از تاریخ،و حتی پس از ان ،از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است ؛ زیرا از یک سو پایاترین ، متنوعترین و فراوان ترین یافته در حفریات باستان شناسی تشکیل می دهد و از سوی دیگر مهمترین عامل در شناخت فرهنگ های پیش از تاریخ و گاهنگاری نسبی آنهاست.) حال باید به این مهم توجه کرد که هر منطقه ی فرهنگی وتمدنی دارای سفال خاص خود می باشد که از نظر رنگ،جنس(خمیر)،نقوش،فرم و.... قابل شناخت و تقسیم بندی می باشند.حتی تا جایی که برخی فرهنگ ها یا تمدن ها را با این داده ی مهم (سفال) معرفی می کنند مثلا «فرهنک سفال نخودی»و یا «فرهنگ سفال قرمز» و.... که یکی از عوامل شناسایی فرهنگ ها و تمدن ها باستانی می باشد.
از سفال های بدست امده از تپه ها و محوطه های باستانی اطلاعات قابل توجهی میتوان به دست اورد که به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
الف): تاریخ گذاری نسبی: با استفاده از نوع سفال ها و با توجه به خمیر (جنس)سفال،رنگ سفال،نقش روی سفال و فرم سفال می توان تاریخ نسبی محوطه و منطقه و همچنین اشیاء مکشوفه همراه سفال ها به شکل مجموعه را مشخص نمود و آن را تاریخ گذاری نمود .
ب):شناسای لایه های فرهنگی (لایه نگاری): با استفاده از تنوع سفال ها می توان لایه های فرهنگی و استقراری را در یک محوطه شناسای و تفکیک کرد که یکی از مهمترین بخش ها در حفاری ها یا برسی های باستان شناسی میباشد که بیشترین وقت را به خود اختصاص می دهد و با شناخت سفال هاو نوع،رنگ،نقوش و.... میتوان با دیدن ویا حتی لمس کردن یک تکه ی سفال که هیچ گونه ارزش مادی ندارد به این مهم دست یافت.
ج): مقایسه ی فرهنگی چندین محوطه ی فرهنگی: با استفاده از این داده ی مادی مهم می توان فرهنگ های مختلف را مورد مطالعه و مقایسه قرار داد و به ارتباط فرهنگی ، تجاری و حتی تهاجم و ورود اقوام جدید و.... پی برد . مثلا در حفاری های تپه سیلک هنگامی که به ظروف خاکستری با نقوش و فرم متفاوت برخورد کردند اولین موضوعی که راجع به ان بحث شد ورود افراد و اقوام جدید از سرزمینهای شمالی بودکه بر مردم این سرزمین سیتره پیدا کرده و فرهنگ خود را در آن منطقه استیلا بخشیده اند. مثال دیگری که برای این موضوع میتوان زد ظروف سفالی بدست امده از محوطه های فرهنگی متعلق به فرهنگ جرزیان در مصر میباشد که قابل مقایسه با فرهنگ «جمدت نصر » بود .
همانطور که اشاره شد با این اطلاعات می توان محوطه ها را از نظر تبادل فرهنگی ، تجارت ، جنگ و.... مورد برسی قرار داد و به شناسای کامل تر ان ها پرداخت .
د): باز سازی زندگی مرمان باستان : با توجه به فرم و به خصوص نقوش روی بدنه ی سفال میتوان آداب، رسوم، مذهب ،اساطیرو.... را باز سازی وخدایان را شناسایی و نوع لباس و ابزار و ارایش سر و صورت و بدن انها وبرخی رسومات(ازدواج ، مرگ ،تدفین ، پرستش خدایان و...) پی برد و با توجه به نقوش روی سفال ها میتوان به نوع ساختمان سازی(معماری) و قلعه سازی آنها اشنا شد و ان را بازسازی کرد. می توان به اساطیر ، قصه ها وداستان های مرمان باستان پی برد و آنها را بازسازی کرد که که در شناخت فرهنگی آن روزگار به ما کمک زیادی می کند . علاوه برمسائل ذکر ما می توانیم بر اساس نقوش روی سفال ها به پاره ای از فعالیت های زندگی روزمره ی مردمان باستان آشنا گردیم که در باز سازی گذشته قابل توجه است و حتی به نوع گیاهان اهلی و وحشی و حیوانات اهلی و وحشی که در ان زمان در مناطق مختلف وجودداشته پی برد. ه): تفسیر و تبین سایر اشیاء فرهنگی :با توجه به سفال های مکشوف می وان فرهنگ آن منطقه را تفسیر و تبین کرد که یکی از مهمترین کارهایی است کهدر باستان شناسی نو مورد توجه است و حائز اهمیت میباشد . همانطور که گفته شد میتوان سایر اشیاء مکوفه به همراه این سفال ها را هم تاریخ گذاری و هم مورد تفسیر و تبین قرار داد.
....و اطلاعات بیشمار دیگری که یک تکه سفال می تواند به یک باستان شناس باهوش و تیزبین بدهد که از اهمیت زیادی در بازسازی فرهنگهای گذشته دارد .
در ایران سفال های کشف شده ازتپه ها و محوطه های متعدد باستانی دارای فرم ها ، نقش ها ، رنگها ی بسیار متفاوت و زیادی می باشند . سفال های مکشوفه در ایران از نظر کاربرد با توجه به نقوش و فرم انها معمولا مذهبی و کاربردی آئینی داشته اند که بیشتردر قبور یافت می شوند .
مبحث ما درباره ی نقوش روی سفالهای پیش از تاریخ ایران میباشد که اندکی راجع به ان گفته شد و با توجه به نقوش روی سفالها نشان دهنده ی آداب،رسوم،فرهنگ،عقاید،خدایان،اساطیر و.....میباشند که برای باز سازی فرهنگهای باستان بسیار مهم و قابل توجه میباشد .
نوشته ی فوق درباره ی یکی از نقوش روی سفالهای مکشوفه است که در محوطه های مختلف یافت شده و ما این نقش را بارها و بارها روی ظروف،تکه سفالهاو جلد کتب مختلف دیده ایم : (نقش بز کوهی با شاخ های بلند و برگشته ). ما می خواهیم بدانیم این نقش چه کاربردی داشته ؟...و به چه دلیل روی سفال ها تصویر می شده ؟ کاربرد ظروفی که این نقش روی انها یافت میشود چیست ؟ در چه برهه ی زمانی از این نقش استفاده میشده ؟ آیا به خاطر تعداد زیاد این حیوان ان را نقش می کرده اند یا به دلیل اهمیت مذهبی که این حیوان ؟روی چه فرم ظروف معمولا نقش می شده ؟ در کدام محوطه ها یافت شده است؟ و .


سنگ نگاره ها با نقش بز کوهی
در ابتداقبل از اینکه راجع به سفال بحث شود به دورانی دور تر و فرهنگی قدیمیتر اشاره میکنیم و آن سنگ نگاره هایی هستند که این نقش روی انها دیده شده است.
سنگ نگاره ها يا هنرهاي صخره اي، کهن ترين آثار تاريخي و هنري بجای مانده از بشر هستند. به تعبيري بستر به وجود آمدن حروف رمزي، خط، تبادل پيام، زبان، تاريخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره هاست و آنها از بهترين ابزارهاي رمزگشايي ما قبل تاريخ هستند. تعداد آنها فقط در يك منطقه محدود در ايران به بيش از 21 هزار مورد مي رسد كه عمر بعضي از آنها به چهل هزار سال مي رسد و بشر تا کنون موفق به کشف هيچ پديده تاريخي و هنري بدين قدمت نشده است نقوشي كه بر ديواره سنگي كوه ها و دره ها ديده مي شود؛ براي زيست شناسان، تاريخ دانان، جامعه شناسان، مردم شناسان، باستان شناسان، نماد شناسان، دوستداران اسطوره ها، تاريخ فرهنگ، تاريخ زبان و هنرهاي تاريخي و تزييني، بسيار جالب و ديدني مي تواند باشد؛ اين كه چرا تقربياً 90 درصد نقوش سنگ نگاره هاي ايران بز كوهي است. قسمت اصلي آن به اسطوره ها، فرهنگ، دين و اعتقادات مردم باستان ايران زمين مربوط مي شود. نياكان ما باورها، ايده ها و تقدس هاي خود را در زيستگاه ها و بعضاً روي ظروف و لوازم زندگي خود (سفال ها، سنگ نگاره ها، سنجاق هاي سينه) تصوير و حك مي كرده اند. اين نقوش و تصاوير بيان كننده پيام هاي گوناگوني هستند كه انسان هاي حكاك و نقاش هنرمندانه، ايده پردازي كرده اند به شكلي كه امروز آن نقوش و تصاوير با صاحب نظران و اهل فن خود سخن مي گويند و صاحب نظران در كنار آنها احساس لذت مي كنند. اين هنر آفريني ها در گذشته اکثر ملل دنيا وجودداشته است. براي مثال ما نقوش بز كوهي را در اقليم هاي گوناگون مي توانيم مشاهده كنيم. ايران، پاكستان، قزاقستان، ارمنستان، قرقيزستان، افغانستان، جمهوري آذربايجان، تركيه، يمن، مصر، عربستان، حتي كاليفرنيا، آروزونا و كلرادو در امريكا. با توجه به اينكه سبك طراحي آنها باهم تفاوت دارد؛ لكن همه آنها در يك اصل، شباهت بي ترديد دارند.
همانطور که گفته شدحدود 90 درصد نقوش سنگ نگاره هاي موجود در ايران نقش بزكوهي با شاخ هاي بلند سمبليك است كه نشان و پيام آن "آب، باران، فراواني نعمت، نگهباني ماه، نگهبان و ناجي مشي و مشيانه" است و اين ارتباط پيامي و كلامي مشترك بر روي سفال ها نيز از اعصار كهن بر جا مانده است .تصاوير بز كوهي بر روي سفال ها و نقوش آنها بر سنگ هاي سخت كوه ها با شاخ هاي سمبليك، جداً تحسين برانگيز است. به نظر نگارنده؛ حاصل بررسي سنگ نگاره هاي ايران و دنيا يک پيام واضح دارد و آن وجود يك وحدت رويه تكاملي در كل انسان ها در گذشته است كه در جريان زندگي خود از آن خودآگاه يا ناخودآگاه پيروي و گذر كرده اند.

در واقع نقوش روی سفال ها ادامه ی سنگنگاره ها است که از اجداد و نیاکان انسان های پیش از تاریخ است یعنی باد نقوش روی سفال ها را تکامل یافته و پیشرفتی که حاصل سالها زندگی و تجربیات مردمان ان زمان است که به این شکل تغیر یافت و این هنر با این شیوه ی جدید به حیاط خود ادامه داد .

ایران خواستگاه سفال منقوش
يكي از كالاهاي ارزشمندي كه از ايران به ميان‌رودان صادر مي‌شد، سفال منقوش بود كه نمونه‌هاي آن از سه هزار سال پيش از ميلاد در ميان‌رودان به دست آمده است. ساكنان كوهپايه‌هاي ايران كه داراي دست‌هاي هنرمندانه‌اي بودند براي علاقه‌ي باستانيشان به طرح‌هاي رنگين بي‌رقيب مانده‌اند. كهن‌ترين نمونه‌هاي سفال منقوش از سه هزار و پانصد سال پيش از ميلاد با طرح‌هايي از بز كوهي از شوش به دست آمده است. اين در حالي بود كه در ميان‌رودان در دوره‌ي اوروك با فراواني ظرف‌هاي سفالي داراي رنگ واحد رو به ‌رو هستيم. بنابراين، ظرف‌هاي منقوش ايران تا سال‌هاي بسيار بي‌رقيب بودند.
سفال‌سازي نوآورانه و زيباي شوش در ايران كه به نام شوش الف شناخته مي‌شود، پيشرفتي بزرگ و درخشان است. اين ظرف‌ها از قبرهاي گورستاني با دو هزار قبر يافت شده است. در ميان ظرف‌هاي به دست آمده كاسه‌هاي بزرگ و ليوان‌هاي بلندي ديده مي‌شود كه گاه به نازكي پوست تخم مرغ هستند و بسيار چشم نوازند. طرح‌هاي برگرفته از طبيعت، با تناسب كامل با شكل ظرف روي آن‌ها كشيده شده‌اند طرح بز كوهي با شاخ‌هاي درهم پيچيده به فراواني ديده مي‌شود. . در نمونه‌ي نادري پيكر انساني روي سفال شوش الف ديده مي‌شود كه يك شكارچي با تيروكمان است. كوه‌ها، پرندگان، خوشه‌هاي گندم، گاو نر و جريان آب از ديگر نقش‌هاي سفال‌هاي منقوش ايران است كه از شوش، باكون در فارس، سيلك در كاشان و تپه حصار دامغان به دست آمده است. . در نمونه‌ي نادري پيكر انساني روي سفال شوش الف ديده مي‌شود كه يك شكارچي با تيروكمان است. كوه‌ها، پرندگان، خوشه‌هاي گندم، گاو نر و جريان آب از ديگر نقش‌هاي سفال‌هاي منقوش ايران است كه از شوش، باكون در فارس، سيلك در كاشان و تپه حصار دامغان به دست آمده است. .

بز کوهی حیوان ملی ایران

نقسش این حیوان به شکل ها و فرم های گوناگون بر روی سفال ها در محوطه های مختلف یافت شده است که این حیوان را به عنوان حیوان ملی ایران معرفی می کند که از این نام در کتاب استنلی کوهن،امده است که نشان دهنده ی این مهم است که این حیوان در این منطقه باید دارای اهمیت ویژه ای باشد و یا اینکه نشان دهنده ی یک یا چندین نماد که در ردنیا ی باستان از اهمیت زیادی بر خوردار است که برای بازسازی فرهنگ مناطقی که این نقش در انها یافت شده است به باستان شناسان کمک های فراوانی می کند . همانطور که می دانید یک باستان شناس هدف کار خود را در عملیات حفاری و میدانی و جمع اوری داده های باستانی از محوطه این گونه بیان میکند که در نهایت به باز سازی فرهنگ ان منطقه دردوران باستان شود پس این خود اهمیت نقش این حیوان ملی را بر روی سفال های یافت شده بیان میکند .
نگاهی به نوشته های استنلی کوهن در باره ی این نقش :

بز کوهی نماد باران در سفال ایرانی
طرح‌های ترسیم شده توسط ایرانیان به خصوص نقش حیوان ملی ایران - بز کوهی - روح سادگی و دقت را به همگان القا می‌کنند. این طرح‌ها و نقوش در آسیا منحصر به فرد هستند.
انسان اولیه در وحشت و اضطراب دائمی به سر می‌برد. او از نیروی شیطان می‌ترسید و محرکی می‌خواست تا از او در برابر این نیروی جادویی محافظت کند. و به همین دلیل متوسل شد به انواع طلسم، تعویذ، افسون و نیز ارواح محافظ و تا سر حد پرستش آن‌ها نیز پیش رفت. مطالعه در مصنوعات ما قبل تاریخی انسان، به ما کمک می‌کند تا به میزان علاقه او در نشان دادن و معرفی آن‌چه که به عنوان خدا می‌پرستیده، پی ببریم. به عنوان مثال، نقاشی خورشید و حیوانات مرتبط با آن مانند “عقاب، شیر، گاو، گوزن و بز کوهی” در آثار سفالی که به هزاره‌ی چهارم پیش از میلاد برمی‌گردد، دیده می‌شود. مردم، به خصوص در قبایل “کاسی ” لرستان، گردن‌بندهایی با آویز بز کوهی داشتند.
گاهی اوقات فقط یکی از اعضای بدن حیوانات روی سفال‌ها حک می‌شد. مثلاً در سفال‌هایی که بین دوران ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌اند، طرح‌هایی از شاخ گاو، گوزن و بز کوهی و یا بال و چنگال پرندگان، به همراه نقوش هندسی به چشم می‌خورد.هر یک از اقوام باستانی، بز کوهی را مظهر یکی از المان‌ها (عناصر) مفید طبیعت در نظر می‌گرفتند. مثلاً در لرستان ، سمبل خورشید و گاهی اوقات هم نمادی از باران است؛ چرا که در آن زمان ماه را مرتبط با باران و خورشید را مربوط به گرما و خشکی می‌دانستند. همچنین بین بز کوهی با آن شاخ‌های خمیده و منحنی و هلال ماه رابطه‌ای وجود داشت. به همین علت بود که اعتقاد داشتند شاخ‌های قوسی شکل بز کوهی می‌تواند باعث بارش باران شود. در شوش و عیلام باستان، بز کوهی سمبلی از کامیابی و نیز خدای زندگانی گیاهی بود. در بین‌النهرین، بز به عنوان مظهری از خوی حیوانی “خدای بزرگ ” برشمرده می‌شد. (خدای بزرگ در نقش خدای گیاهان ظاهر شد در حالی که شاخه درختی به شکل T در دست داشت و بزی کوهی در حال خوردن برگ‌های آن بود.)
نقش بز کوهی و درخت جاودان
انسان‌های ماقبل تاریخ مهارتی خارق‌العاده در ساخت ظروف سفالی داشتند. آن‌ها بهترین نوع ظروف سفالی را با استفاده از چرخ سفالگری و دست می‌ساختند. و در برخی از این کارهای هنری، جنبه‌های گوناگونی از زندگی خود را به نمایش گذارده‌اند؛ مانند مذهب، اخلاق و هنر. با مطالعه این مصنوعات است که ما به روابط بین تمدن‌های مختلف پی می‌بریم.
شاید تبدیل صورت خدایان به نقاشی‌های حیوانی، یکی از دلایل تقدس بود که موضوعی برای کارهای هنری باستانی و سفالگران شد.
موتیف (طرح) بز کوهی در ادوار مختلف تاریخی نمایان است. در حفاری بسیاری از تپه‌ها، باستان شناسان لوله‌ها و ظروفی را که دارای همین موتیف هستند، به دست آورده‌اند که در این جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
تپه سیلک
تپه سیلک ” کاشان با ۵۰۰۰ سال قدمت، دارای ۶ لایه است که هر لایه گونه‌های مشخص و ویژه‌ای از انواع کارهای دستی و سفالی را در خود جای داده است. گل‌ها و درختانی مانند گل آفتاب گردان و درخت زندگی (درخت مقدس ) که مابین شاخ‌های بز نقاشی شده، بسیار جالب هستند. گل آفتاب گردان سمبلی از خورشید بود و مقدس شمرده می‌شد.
تمدن تپه موشلان
تمدن تپه موشلان” در اسماعیل آباد به هزاره‌ی چهارم میلادی برمی‌گردد و معاصر است با تمدن‌های “چشمه علی ” در ری و “قره تپه ” در شهریار. ظروف سرامیکی این تمدن به رنگ قرمز با نقوش قهوه‌ای رنگ است. نقاشی‌ها به اشکال مختلف هندسی و حیواناتی نظیر بزکوهی و گوزن می‌باشند.
تمدن چشمه علی در هزاره‌ی پنجم ق. م
یکی از بقایای این دوره کاسه سرامیکی قرمز با طرح‌های هندسی سیاه رنگ و خطوط حلقوی دایره شکل است. هاشورهایی بین این دو خط را پر می‌کنند. زیر این طرح‌ها، ما تنها می‌توانیم نقوشی از بز کوهی را ببینیم. قطر کاسه ۱۳ و ارتفاع آن ۱۱ سانتی متر است
یکی دیگر از بقایای این دوره، کاسه سفالی قرمز با اشکال هندسی است که گل‌های حلقه‌ای موازی با دو خط دیگر روی آن ترسیم شده‌اند. در میان طرح ها و هاشورها، بزهای کوهی و دیگر حیوانات شاخدار ترسیم شده‌اند. و مابین ۲ خط جداکننده، ۲ حیوان در حال جست و خیز دیده می‌شوند. در مجموع می توان ۱۰ حیوان شاخدار را بر روی کاسه دید. قطر کاسه ۲۲/۵ و ارتفاع آن ۱۶ سانتی متر است.
تمدن تل باکون تخت جمشید
تل باکون در فلات مرودشت در قسمت جنوبی استان فارس قرار دارد . سفالگری آن دوره به رنگ نخودی و با طرح‌های هندسی گوناگون است که بعضاً از طبیعت کپی‌برداری شده‌اند. در میان جذاب‌ترین کارهای هنری متعلق به این دوره، ۲ کاسه سفالین در موزه ملی ایران خود نمایی می‌کنند. سطوح خارجی کاسه‌ها با تصاویری از ۲ بز کوهی پوشانده شده‌است. هنرمند در طراحی شاخ‌ها تا اندازه‌ای مبالغه نموده؛ تا آن جا که شاخ‌ها همه جاهای خالی سطوح را پر کرده‌اند نقش بز کوهی بر روی کاسه‌ی مخروطی شکل نخودی رنگ به طرز استادانه‌ای طراحی شده است: شاخ گاو مانند ۲ حلقه‌ی بزرگ دور تا دور ظرف را می‌پوشاند و در بالای شاخ، علامت صلیب شکسته (نماد خورشید) به چشم می‌خورد که این امر نمایانگر رابطه‌ی بین شاخ بز و خورشید است.
نماد شناسی بز کوهی بر روی سفال ها ی پیش از تاریخ
با توجه به مطالب قبل می توان به نتایجی دست یافت که دلایل تصویر کردن این حیوان بر روی سفال دوره ی باستان را تا حدودی شناسایی کرد ، به نظر میرسد که نقش این حیوانات به طور کلی می تواند به دو دلیل بر روی سفال دیده شود :
1: مذهبی و آیینی
2: غیر مذهبی و دنیوی
دلایل مذهبی ان را می توان از نماد ها و نشانه هایی که در تفسیر این نقش شده است بدست اورد همانطور که گفته شد بز کوهی نماد باران است و شاخ های برگشته ی ان نماد و نشانه ی ماه هستند که حلال ان را نشان می دهد .
شاید یکی از دلایل مقدس بودن این حیوا در نزد مردمان باستان این باشد که آن یک حیوان کوهی است و کوه برای انها مقدس بوده است و نماد بزرگی و عظمت و همینطور جایگاه خدایان می بوده است و این حیوان را حیوانی از جانب خدایان خود که در کوها بوده می دانسته و برای ان اهمیت خاصی قائل بوده اند و از این حیوان در مراسمات مذهبی خود برای قربانی کردن استفاده می شده است که از این طریق خدای خود را خوشنود کنند و توجه ان خدا را جلب نموده و خشم او را فروکش نمایند .و شاید ان را حیوانی از طرف خداوند می دانسته اند برای قربانی کردن .
دلیل دیگر این است که کوهها جاری کننده ی ابها و ابریزهایی هستند که زمین های اطراف خود را سیراب می کنند و با اب شدن برف زمستانی خود باعث جاری شدن رودها می شده است که برای مردمان ایران زمین که در یک منطقه ی خشک و کم اب زندگی میکنند حائز اهمیت بوده و این حیوان که در کوهها زندگی می کرده است نشان دهنده ی اب و مژده دهنده ی این مایع ی حیات بوده است که به این گونه در طول زمان دارای اهمیت شده است و به همین دلیل شاید سنبل اب و باران شناخته شده است و مردما با قربانی کردن ان از خدای خود درخواست بارش باران می کردنند .
با توجه به شاخ های این حیوانات تمامی انها نر هستند و بز ماده نقش نشده است و این امر نشان دهنده ی این موضوع است که مردم می خواسته اند که نرینگی این حیوان را نشان دهند که عامل و باعث باروری است و همینطور قدرت این حیوان که گاه به عنوان سنبل محافظ و نگهدارنده مورد احترام و حتی پرستش بوده است که گهگاهی می توان سنبل ها یی را به شکل تندیس که بربالای دروازه ها نسب می شده است یا بالای قلاع خود ان را نسب می کرده اند که با این کار هم قدرت م عظمت خود را نشان می دادند و هم ان حیوان را نگهدارنده و محافظ شهر و قلاع خود تصور می کرددند .
و به همین دلایل بود که این حیوان کم کم دارای اهمیت می شود و حتی به مرطبه ی خدایی می رسد و ان را به عنوان یک حیوان مقدس مورد پرستش قرار می دادن و این امر باعث شد که تصویر این حیوان را بر روی سفال ها و جاهای مختلف نقش کنند و امروزه ما می توانیم مقدار زیادی از ظروف و سفال های مختلف را پیدا کنیم که این نقش رو ی انها به شکلها و فرم های گوناگون دیده می شود .
یکی دیگر از دلایل، برای نقش این حیوان بر روی سفال ها مسائل غیر مذهبی بود به این معنی که مردمان باستان به خاطر خدایان خود یا عوامل ایینی و مقدسی به این حیوان توجه نکرده و ان را مهم نشمارده اند و فقط به دلیل اینکه این حیوان در منطقه انها زیاد بوده است و مدام به چشم می خورده و مردم ان را می دیده اند و تعداد ان در مناطق زیاد بوده و در شکار خود این حیوان را به دام می انداخته اند به ان توجه کرده و برای ثبت دیده های خود و به عنوان یک حیوان زیبا که شاید جنبه ی زیبا شناختی داشته است نقش ان را تصویر کرده اند .چون این حیوان به عنوان یکی از مواد غذایی گوشتی مورد استفاده بوده است و از پوست و چرم ان استفاده شده و بهره مند میشده اند و برای ان تنها اهمیت اینچنینی قائل بودند و نقش ان را بر روی سفال به عنوان یک حیوان به دلایل زیبایی شناختی ، تغذیه ، پوشاک و........ مورد استفاده بوده است نقش می کرده اند . و در برخی موارد می توان به هر دوموضوع هم اشاره کرد یعنی هم عوامل و دلایل مذهبی و هم غیر مذهبی که مردمان ان دوره به هر دوی این موضوعات توجه کرده و نقش این حیوان را تصویر کرده اند .
آنچه که در اینجا مهم است شناخت این حیوان به عنوان حیوان ملی ایران که بر روی سفال های این منطقه چه در زمان پیش از تاریخ و چه در زمان های تاریخی دیده می شود و برای تفسیر بیشتر این نقش باید کارها و مطالعات بیشتری صورت گیرد که نیازمند وقت و هزینه ی بیشتری است .

پایان

منابع :
1: مجله ی تاریخ و باستان شناسی [روش کاوش در باستان شناسی ، دکتر یوسف مجید زاده ؛قسمت آخر ؛( سال هشتم،شماره ی دوم سال 73)]
2: کتاب موزه های سنگی ؛هنر های سخره ای [محمد ناصری فرد ]
3: بین النهرین و ایران باستان [مالوان م.ا.ل.] ترجمه رضا موستوفی ؛انتشارات دانشگاه تهران؛ چاپ 1372
4: استنلی کوهن [ناهید سعادتیان ]


"
 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد باستان شناسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin86


پربازدیدترین مطلب در زمینه باستان شناسي:
نقش بز کوهی بر روی سفال ژیش از تاریخ ایران

امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3.9
تعداد آراء: 10


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب

برای انتشار مقالات خود در د نیای وب می توانید مقالات خود را به ایمیل آدرس maghaleh.net@gmail.com ارسال نمایید.

Copyright © 2005-2015 Computer Center Of MAGHALEH[DAT]NET All rights reserved.
| Please send your comments to:webmaster@maghaleh.net |




مدت زمان ایجاد صفحه : 0.02 ثانیه

::Persian articles by maghaleh[dat]net ::