مقدمه: يكي از روشهاي تشخيصي و درماني ارزشمند در طب، پزشكي هسته اي مي باشد. كه تبلور آن از ابتدا تا كنون تلفيقي از كشفيات مهم تاريخي بوده است. اولين جرقه در سال 1895 با كشف اشعه X و در 1934 با كشف مواد راديواكتيو زده شد. اولين استفاده كلينيكي مواد راديواكتيو، در سال 1937 جهت درمان لوسمي در دانشگاه كاليفرنيا در بركلي بود. بعــــــد از آن در 1946 با استــــــفاده از اين مواد توانستند در يك بيمار مبتلا به سرطان تيروئـــــيد از پيشرفت اين بيماري جلوگيري كنند.
البته تا 1950 كاربرد كلينيكي مواد راديواكتيو بطور شايع رواج نيافت و مسكوت ماند. طي سالهاي بعد از آن متخصصين و فيزيكدانان به اين واقعيت پي بردند كه مي توان از تجمع راديو داروها در ارگان هدف تصاويري از آن تهيه نمود و يا به درمان بافت آسيب ديده كمك نمود. بطوريكه در اواسط دهه 60 مطالعات بسياري در خصوص طراحي تجهيزات لازم آغاز گشت. در دهه 1970 توانستند با جاروب نمودن از ارگانهاي ديگر بدن مانند كبد و طحال، تومورهاي مغزي و مجاري گوارشي تصاويري را تهيه نمايند. و در دهه 1980 از راديو داروها جهت تشخيص بيماري هاي قلبي استفاده نمودند و هم اكنون نيز با ضريب اطمينان بسيار بالايي از پزشكي هسته اي در درمان و تشخيص و پيگيري روند درمان بيماريها استفاده مي گردد. طب هسته اي از جمله گرايش هاي تخصصي درشاخه هاي پزشكي است وداراي اهميت و نقش قابل ملاحظه اي دربهبودي بيماران و مطمئن ترين روشها و سبكهاي تشخيص اشعه اي براي تشخيص بيماريها و علاج آنها در عصر امروزي است.
"
DJREZVAN می نویسد "خوب به نظر رسيدن و احساس مطلوب داشتن خواستة ذهني تمام افراد است. حال اگر، براي برآوردن اين نياز، مدل موي جديدي انتخاب كنيد يا به كلاس بدنسازي برويد، نتيجه يكسان است. گاه حتي پوشيدن لباس نو خودباوري فرد را تقويت ميكند. در اين ميان، يك لبخند زيبا با دندانهاي سالم و پاكيزه و دهاني خوشبو، بيشك، تأثير مثبتي در زندگي اجتماعي هر فرد خواهد داشت.
"
DJREZVAN می نویسد "
گلوكوم يا آب سياه بيماري است كه مي تواند سبب آسيب عصب بينايي و در نتيجه كوري شود. اين بيماري در آغاز هيچ علامتي ندارد ولي مي تواند در طول چند سال سبب كاهش بينايي و نهايتاٌ كوري شود. درمان زودرس مي تواند مانع پيشرفت بيماري و كاهش ديد بيمار گردد.
عصب بينايي: عصب بينايي از بيش از يك ميليون رشته عصبي تشكيل شده است كه بصورت دسته اي از رشته ها گرد هم آمده اند. اين عصب شبكيه (پرده نازك حساس به نور در قسمت عقب كره چشم) را به مغز متصل مي كند (شكل 1). براي داشتن ديد خوب، سالم بودن عصب بينايي ضروري است.
تأثير گلوكوم بر عصب بينايي: در بسياري از افراد افزايش فشار داخل چشم سبب گلوكوم مي شود. در جلوي چشم فضايي وجود دارد كه "اتاق قدامي" خوانده مي شود. مايع شفافي همواره وارد اين فضا شده و از آن خارج مي شود و وظيفه تغذيه بافت هاي مجاور را بعهده دارد. به محلي كه مايع از اتاق قدامي خارج مي شود اصطلاحاٌ "زاويه" گفته مي شود كه محل تلاقي قرنيه و عنبيه است (شكل 2). زماني كه مايع به زاويه مي رسد از طريق يك شبكه اسفنجي شكل شبيه يك سيستم زه كشي از چشم خارج مي شود
گلوكوم زاويه باز از آنجا به اين نام خوانده مي شود كه زاويه اي كه مايع از آن خارج مي شود "باز" است. با اين حال، به دلايل نا مشخص، سرعت حركت مايع از خلال شبكه تخليه كند است. كندي حركت مايع سبب تجمع آن و بالا رفتن فشار داخل چشم مي شود و اين افزايش مي تواند سبب آسيب ديدن عصب بينايي و كاهش ديد شود، مگر آنكه فشار چشم پايين آورده شود.
چه كساني در خطرند؟
افراد بالاي 40 سال
كسانيكه در خانواده شان سابقه اين بيماري وجود دارد.
علائم بيماري گلوكوم زاويه باز در ابتدا علامت خاصي ندارد. ديد طبيعي بوده و دردي وجود ندارد. با ادامه يافتن بيماري، بيمار متوجه مي شود كه هر چند اشيايي را كه جلويش قرار دارند خوب مي بيند ولي اشيايي را كه در كنار قرار داشته و بايد از گوشه چشم به آنها نگاه كند بخوبي نمي بيند.
بيمار مبتلا به گلوكوم در صورت عدم درمان ممكن است ناگهان متوجه شود كه "ديد كناري" ندارد. درست مانند اين است كه دارد از درون يك لوله به اطراف نگاه مي كند. ادامه يافتن بيماري ممكن است سبب از بين رفتن باقيمانده ديد حتي در مركز شده و بيمار كور شود. (شكل هاي 3 و 4)
تشخيص بيماري بسياري تصور مي كنند كه در صورتي مبتلا به گلوكوم هستند كه فشار چشمشان بالا باشد اما هميشه چنين نيست. فشار بالاي چشم خطر ابتلا به گلوكوم را افزايش مي دهد. بالا بودن فشار چشم الزاما به معناي ابتلا به گلوكوم نيست.
"