
سیستم های تصمیم یار
تاریخ : دوشنبه، 16 بهمن، 1385 موضوع : مديريت
مقدمه مفهوم (سيستمهاي تصميم يار)DSS براي اولين بار در سالهاي آغازين دهه 70 بوسيله اسكات مورتون تحت عنوان (سيستمهاي تصميم گيري مديريت) مطرح گرديد. او چنين سيستمهايي را, سيستمهاي تعاملي برمبناي كامپيوتر ناميد كه با استفاده از دادهها و مدلها, تصميم گيرندگان را در حل مسائل ساختار نايافته ياري ميرسانند. تعريف ديگر DSS به وسيله كين و اسكات مورتن به شرح زير ارائه شده است: سيستمهاي تصميميارDSS) منابع هوشمند انساني را با تواناييهاي كامپيوتر براي بهبود بخشيدن كيفيت تصميمات تركيب ميكنند, آنها (سيستمهايي برمبناي كامپيوتر)(CBIS) تصميمگيريهاي مديريتي هستند كه به مسائل نيمه ساختار يافته ميپردازند. تعاريف مزبور به چهار ويژگي اصلي اشاره دارند: 1 ـ DSS دادهها و مدلها را با هم تركيب ميكند. 2 ـ DSSها براي كمك به مديران در فرايند تصميمگيري در مورد مسائل نيمه ساختار يافته و ساختار نايافته طراحي ميشوند. 3ـ DSSها تصميمات مديران را پشتيباني ميكنند و به هيچ وجه جايگزين آنها نميشوند. 4 ـ هدف DSS بهبود اثر بخشي تصميمات است. بايد يادآوري كرد كه DSS اصطلاحي تفسير بردار است, به اين معني كه براي اشخاص مختلف معاني مختلف دارد و تعريف جهان شمول قابل قبولي براي DSS وجود نداردو در بسياري ازحالات DSS با توجه به ويژگيها و فوايد آن توصيف ميشود.
سیستم های تصمیم یار مقدمه ـ مفهوم DSS ـ اهداف DSS ـ تعريف DSS ـ مثالي از DSS ـ يك مدل DSS ـ چارچوب DSS ـ DSS در مقايسه با MIS ـ دلايل ساخت DSS ـ سيستم پشتيباني تصميم و انواع آن ـ فوايد و ويژگيهاي DSS ـ تكامل سيستمهاي پشتيباني تصميميار ـ ساختار سيستمهاي تصميميار ـ تصوير كلي مدل سازي به عنوان يك ابزار DSS ـ DSS جهت داده با مدل ـ تواناييهاي DSS ـ متدهاي تحصيل اطلاعات از DSS ـ كتابخانه نرم افزار DSS ـ تجزيه و تحليل هزينه منفعت مقدمه مفهوم (سيستمهاي تصميم يار)DSS براي اولين بار در سالهاي آغازين دهه 70 بوسيله اسكات مورتون تحت عنوان (سيستمهاي تصميم گيري مديريت) مطرح گرديد. او چنين سيستمهايي را, سيستمهاي تعاملي برمبناي كامپيوتر ناميد كه با استفاده از دادهها و مدلها, تصميم گيرندگان را در حل مسائل ساختار نايافته ياري ميرسانند. تعريف ديگر DSS به وسيله كين و اسكات مورتن به شرح زير ارائه شده است: سيستمهاي تصميميارDSS) منابع هوشمند انساني را با تواناييهاي كامپيوتر براي بهبود بخشيدن كيفيت تصميمات تركيب ميكنند, آنها (سيستمهايي برمبناي كامپيوتر)(CBIS) تصميمگيريهاي مديريتي هستند كه به مسائل نيمه ساختار يافته ميپردازند. تعاريف مزبور به چهار ويژگي اصلي اشاره دارند: 1 ـ DSS دادهها و مدلها را با هم تركيب ميكند. 2 ـ DSSها براي كمك به مديران در فرايند تصميمگيري در مورد مسائل نيمه ساختار يافته و ساختار نايافته طراحي ميشوند. 3ـ DSSها تصميمات مديران را پشتيباني ميكنند و به هيچ وجه جايگزين آنها نميشوند. 4 ـ هدف DSS بهبود اثر بخشي تصميمات است. بايد يادآوري كرد كه DSS اصطلاحي تفسير بردار است, به اين معني كه براي اشخاص مختلف معاني مختلف دارد و تعريف جهان شمول قابل قبولي براي DSS وجود نداردو در بسياري ازحالات DSS با توجه به ويژگيها و فوايد آن توصيف ميشود. مفهوم سيستم پشتيباني تصميم مفهوم DSS به خاطر استعمال غلط اصطلاح MIS در سيستم بوجود آمد. MIS در ابتدا مفهومي متفاوت با پردازش داده داشت. هدف MIS استفاده از سيستم كامپيوتري براي كمك به مدير در تصميمگيري بود. ولي پس از مدتي MIS بعنوان تمام فعاليتهاي كامپيوتري شناخته شد. بنابراين, وجود اصطلاحي براي نشان دادن نياز مدير به اطلاعات, احساس گرديد. (سيستمهاي اطلاعات مديريت, مهدي بهشتيان, ص : 240) گوري و اسكات ـ مورتون1 مفهوم سيستم پشتيباني تصميم را پايهگذاري كردند. آنان حيطه مسائل نيمه ساختاري كه نياز به توجه دارند را بهمان صورت مصور در شكل 4 ـ5 شناسايي نمودند . شكل 4 _ 5 از سيستم پشتيباني تصميم به منظور حل مسائل نيمه ساختاري استفاده مي شود. يك مسئله ساختاري را به تنهايي ميتوان توسط كامپيوتر با دنبال كردن يك برنامه فرعي كه توسط مدير تدارك ميشود حل نمود. در حل مسائل نيمه ساختاري, مدير بخش ساختار مسئله را با كامپيوتر حل ميكند در حاليكه با آن بخش نيمه ساختاري به طور ذهني برخورد مي نمايد. اگر مسئله فاقد هرگونه ساختار باشد, كامپيوتر هيچگونه كمكي نميتواند بنمايد و مدير بايد به طور ذهني به يك راه حل برسد. مفهوم سيستم پشتيباني تصميم متداولترين روش را براي استفاده كامپيوتر در حل مسئله در خلال سالهاي دهه 1980 بوجود آمد. مديران تشخيص دادهاند ميتوانند با كامپيوتر بصورت يك تيم حل مسئله كاركنند. (سيستمهاي اطلاعات مديريت, مك لويه, ص: 153). رشد تدريجي مفهوم DSS اواخر دهه 1960, استفاده از DSS, وقتي كه استفاده از كامپيوتر عموميت يافت, آغاز گرديد. براي اولين بار قدرت كامپيوتر در دسترس يك نفر قرار ميگرفت تا به هر شكل مورد نظر خود از آن استفاده نمايد. گرچه تنها تا سال 1971 از اصطلاح DSS به صورت غير رسمي استفاده ميشد. (جي. آنتوني گري)1 و (مايكل اس. اسكات مورتون)2 دو پروفسور دانشگاه MIT اثري به نام (چارچوبي براي سيستمهاي اطلاعات مديريت) تاليف نمودند مولفان نياز به يك چارچوب براي هدايت كاربردهاي كامپيوتر در تصميمگيري مديريت را مطرح كردند. آنها از انواع تصميم سايمن و سطوح مديريت آنتوني بعنوان مبنايي براي ايجاد چارچوب ترسيم شده در نمودار 2 ـ 8 استفاده نمودند. سطوح مديريت در ستونها و درجات ساختيافته بودن در سطرها نشان شدهاند. به جاي استفاده از تصميمات برنامهريزي شده و غير برنامهريزي شده سايمن, آنها از تصميمات ساختيافته و غير ساختيافته استفاده نمودند. (تصميمات ساختيافته)3 آنهايي هستند كه مطابق با مراحل خاص و يا روتين باشند و (تصميمات غير ساختيافته)4 در غياب چنين مراحلي اتخاذ ميشوند. همانند سايمن, گري و اسكات مورتون, منطقه مبهم مياني را تشخيص دادند ـ (تصميمات نيمه ساختيافته), همانهايي هستند كه قبلا به صورت جزئي شرح داده شدند. گري و اسكات مورتون, انواع مسائل بازرگاني را در جدول خود وارد كردند. بعنوان مثال, حسابهاي دريافتني بوسيله مديران در سطح (پايين تر) كنترل عمليات, با اتخاذ تصميمات ساختيافته حل ميشود. برنامه ريزي R&D بوسيله مديران سطح (بالاتر) در ستون برنامهريزي استراتژيك, با اتخاذ تصميمات غير ساختيافته اجرا ميگردد. كنترل كنترل برنامهريزي عملياتي مديريت استراتژيك ساختيافته حسابهاي دريافتني تجزيه و تحليل تركيب ناوگان حمل بودجه ـ هزينه و نقل ورودي سفارش پيش بيني كوتاه مكانيابي انبار و مدت كارخانه كنترل موجودي نيمه ساختيافته برنامهريزي توليد تجزيه و تحليل تركيب و تحصيل واريانس سطح كلان بودجه مديريت نقدينگي تنظيم بودجه برنامهريزي محصول جديد غير ساختيافته سيستمهاي فروش و توليد برنامهريزي R &D PERT/CPM نمودار 2ـ 8 چارچوب مطرح شده بوسيله گري و اسكات مورتون خط نقطه چين وسط جدول مسائلي را كه با استفاده از كامپيوتر بصورت موفقيتآميزي حل ميشوند (بالاي خط چين) را از مسائلي كه در همان زمان موضوع پردازش كامپيوتر نميباشد جدا ميسازد. منطقه بالاتر به نام (سيستمهاي تصميم ساختيافته)1 يا SDS و منطقه پايينتر به نام (سيستمهاي پشتيبان تصميم) يا DSS شناخته شدهاند. گري و اسكات مورتون در ابتدا DSS را بعنوان تعريف كاربردهاي آينده كامپيوتر شناختند. بعدها اين اصطلاح براي تمام كاربردهاي كامپيوتر كه درجهت پشتيباني تصميم بود به كار گرفته شد. كمك مهم بعدي به درك DSS بوسيله (استيون آل. آلتر)2 انجام شده است. وي ضمن مطالعهاي در مورد 56 سيستم پشتيباني تصميم آنها را به 6 نوع عمده طبقهبندي كرد. انواع DSS در نمودار 3 ـ 8 تشريح شدهاند. وجه تمايز آنها در درجه پشتيباني فراهم شده بوسيله آنها ميباشد. اتخاذ تصميم پيشنهاد تصميمها برآورد نتايج تصميم دريافت گزارشهاي استاندارد تجزيه و تحليل كل فايلها بازيافت اجزا داده دخالت مدير نمودار 3 ـ 8 شش نوع DSS مطرح شده بوسيله آلتر حداقل ميزان پشتيباني DSS, قادر سازي مدير به بازيافت اجزا داده ميباشد. ممكن است مدير از پايگاه داده بخواهد نرخ بازگشت سرمايه (ROL) عمليات سازمان را بدست آورد. DSS به تجزيه و تحليل تمام پروندهها پشتيباني بيشتري را ارائه ميكند. مدير ممكن است گزارش خاصي را كه در آن از دادههاي فايل موجودي استفاده شده, تقاضا نمايد. بوسيله (گزارشات استاندارد) مانند صورتحساب سود و زيان, پشتيباني بيشتري ارائه ميگردد. در سه نوع اول, DSS به شكل جستجوي پايگاه داه و گزارشات استاندارد, پشتيباني خود را فراهم ساخته است. نوع دوم مستلزم استفاده ازمدلهاي رياضي است كه (پيشنهاد تصميم) ميكند. بعنوان مثال ممكن است در يك مدل گفته شود كه اگر شما قيمت را تا 25 ريال كاهش دهيد, سود خالص, 5000 ريال افزايش خواهد يافت. اين مدل قادر به تعيين اين نكته نيست كه آيا قيمت 25 ريال بهترين قيمت است يا خير و تنها ميتواند بگويد كه درصورت اتخاذ چنين تصميمي ممكن است چه وضعيتي ايجاد شود. پشتيباني بيشتر بوسيله يك مدل كه بتواند بگويد (بهترين قيمت 75 ريال است) ارائه ميگردد. نوع خاصي از DSS كه بيشترين ميزان پشتيباني را فراهم ميكند نوعي است كه براي مدير تصميمگيري ميكند. آلتر از مثال نرخهاي بيمه يك شركت بيمه كه بوسيله كامپيوتر تعيين ميگردد, استفاده نمود. مطالعه آلتر بسيار با اهميت ميباشد, زيرا اين اولين مطالعه در مورد انواع DSS واقعي مورد استفاده در سازمانهاي بازرگاني بود. اهداف DSS از ديگر محققين DSS در دانشگاه MIT, پيترجي. دبليو. كين1 به اتفاق اسكات مورتون بودند كه DSS را برحسب اهدافش تعريف كردند: ـ به مديران در فرآيندهاي تصميمگيري در مسائل نيمهساخت يافته كمك ميكند. ـ پشتيباني بجاي جايگزيني قضاوتهاي مديريتي. ـ تكميل اثر بخشي تصميمگيري بجاي كارآيي آن. تمركز بر روي مشاغل نيمه ساختيافته , منطقه وسيعي را در برميگيرد, همانطوريكه در نمودار 4 ـ 8 تشريح شده است. اگر مسئلهاي كاملا ساخت يافته باشد, كامپيوتر ميتواند آن را حل كند. مثالي از اين مورد فرمول EOQ (مقدار سفارش اقتصادي) است. از طرف ديگر, اگر مسئلهاي داراي ساختار خاصي نباشد, مدير بايستي آن را بدون كمك كامپيوتر حل نمايد. مسائل نيمه ساختيافته بوسيله مدير و با كمك كامپيوتر حل ميشوند. كامپيوتر بعنوان يك سيستم پشتيباني تصميم عمل ميكند. بر حسب هدف دوم, DSS نبايد تا بجاي مدير عمل نمايد. مدير بر روي قسمت غير ساختيافته مسئله متمركز ميشود ( با بكارگيري قضاوت و يا اشراق و انجام تجزيه و تحليل). امروزه سومين هدف (تكميل اثر بخشي به جاي كارايي), مفهوم وسيعتري از آنچه كه در سال 1978 ميرسانده است را دارا ميباشد. كوششهاي DSS براي كمك به مدير منجر به اخذ تصميمات بهتري ميشود. كارايي تصميمگيري خوب است, ولي هدف اصلي نيست. هدف (اثر بخشي) امروزه مفهوم خاصتري پيدا كرده است و همانند مفهوم هوش مصنوعي و سيستمهاي خبره توجه بيشتري را به خود مبذول داشته است هوش مصنوعي به استفاده از كامپيوتر در ارائه دليل, جهت حل مسئله بدون كمك انسان, توجه دارد. سيستمهاي خبره يك زير مجموعه از هوش مصنوعي است, كه در آن هدف قراهم كردن كامپيوتري با قابليتهاي مشابه به عنوان يك متخصص و يك مشاور ميباشد. با تركيب سيستمهاي متخصص در DSS, كامپيوتر ميتواند توسط مدير در زمينه فرايندهاي تصميمگيري به نحو موثرتري مورد مشاوره قرار گيرد. DSS بايستي برنامهريزي شود تا بتواند فرايندهاي تصميمگيري بهتري را ابداع نمايد.( سيستمهاي اطلاعات مديريت, مهدي بهشتيان, ص: 345 ـ 340 ) تعريف DSS با اين مقدمه در مورد چگونگي تكامل تدريجي DSS و اهداف آن, ميتوانيم DSS را بعنوان يك سيستم پشتيبان مدير جهت حل مسائل نيمهساخت يافته بوسيله فراهم كردن اطلاعات و پيشنهادات تعريف نماييم. اين پيشنهادات ميتوانند به شكل تصميمات توصيه شده و همچنين فرايندهاي توصيهاي براي به جريان انداختن امور جاري باشند. ظرفيت فرايندهاي توصيهاي در اين مقوله, DSS قادر به عمل بعنوان يك سيستم خبره مينمايد. مدير از يك برنامه زمانبندي هفتگي جلسات, بعنوان يك سيستم پشتيبان تصميم بهره ميبرد, لاكن عموماً به اينكه DSS داراي چنين حيطه وسيعي باشد معتقد نيستند. مثالي از DSS كمپاني كداك دو سال وقت و 2/1 ميليون دلار را صرف پياده كردن DSS اطلاع بازار (Midss) نمود. ستاد خدمات اطلاعاتي با 30 نفر پرسنل از قسمتهاي مختلف كمپاني به منظور تهيه يك ليست مقدماتي از نيازهاي كاربران, مصاحبه كردند. سپس اين نيازهاي به اطلاعات و نيازهاي نرم افزاري تبديل شدند بستههاي نرم افزاري در دسترس ارزيابي قرار گرفتند و در مورد ايجادMidss پيرامون4GL سيستمهاي تصميم مديريت به نام EXPRESS تصميمگيري شد. همچنين براي فراهم كردن SAS/GRAPH.SASAPL,IFPS بمنظور برآورده كردن نيازهاي متفاوت بصورت گسترده تصميمگيري گرديد. Midss شامل چند سيستم مي باشد. اولين سيستم مدلي بود كه از تصميمات مرتبط با خطمشي تبليغات پشتيباني ميكرد. كداك احساس كرد كه اين مدل به تنهايي 5 ميليون دلار در هزينههاي تبليغات صرفه جويي ميكند. بزرگترين سيستم رفتار خريد مشتريان را شناسايي و خريد فيلم را با روند رفتاري آنها مطابقت ميداد كدام اعتقاد داشت كه اين مدل تنها در سال اول 10 برابر بيش از هزينههاي Midss صرفه جويي ميكند.( همان, ص: 329). يك مدل سيستم پشتيباني تصميم شكل 2 ـ 13 نحوه حمايت سيستم پشتيباني تصميم مدير را از طريق هر مرحله از فرايند حل مسئله نشان ميدهد. مراحل همان روش سيستمهاي توصيف شده در فصل 7 است. سيستم پشتيباني تصميم حاوي يك پردازنده اطلاعات ـ كامپيوتر, پايگاه اطلاعات و كتابخانه نرم افزار است. هر دو دادههاي داخلي و محيطي در پايگاه اطلاعات ذخيره ميگردند. نرم افزار كامپيوتر را قادر به تهيه اطلاعاتي به شكل گزارشات نموده و به كنكاشهاي پايگاه اطلاعات عكسالعمل نشان داده و با مدلهاي رياضي مشابه سازي ميكند. پيكانها نحوهاي كه اطلاعات در اين اشكال عمده در اختيار يك مدير را گروه خاصي از مديران جهت استفاده براي تصميمگيري در هر مرحله از حل مسئله قرار مي گيرد را نشان ميدهد. دو نكته را در مورد پشتيباني مراحل بايد مورد توجه قرار داد. اول, تمام مراحل با درجه يكساني مورد حمايت قرار نميگيرند. به عنوان يك قاعده, دو مرحله اول كه براي شناسايي و درك مسئله دنبال ميشود كاملا مورد حمايت قرار ميگيرد. پشتيباني براي شناسايي گزينهها, معمولا بسيار ناچيز است. دوم, هر وسيله اطلاعاتي جهت حمايت برخي مراحل مناسبتر است ساير وسايل است. گزارشات و كنكاشهاي پايگاه اطلاعات به كرات در شناسايي و درك مسئله مورد استفاده قرار ميگيرد. مشابه سازي درگزينه ارزيابي بسيار ارزشمند است. گزارشات براي پيگيري عالي است. اكنون راههايي را كه سيستم اطلاعات مبتني بر كامپيوتر به تهيه اطلاعات ميپردازد ـ گزارشات ادواري, گزارشات خاص بعنوان نتيجهاي از بررسيهاي پايگاه اطلاعات, و مدلسازيهاي رياضي ـ را مورد بحث قرار خواهيم داد. اين خروجيها مشخصهاي از هر دو سيستم اطلاعات مديريت و سيستم پشتيباني تصميم هستند. شكل 2 ـ 13. يك مدل سيستم پشتيباني تصميم گزارشات ادواري و گزارشات خاص چنانچه قرار باشد گزارشي را از ميز تحرير يك مدير برداريم احتمالا نميتوانيد بگوييد آيا اين گزارش ادواري يا يك گزارش خاص است. هر دو آنها ميتوانند دقيقا مشابه هم باشند آنچه آنها از يكديگر متمايز ميكند شيوه اقدام آنها است. يك گزارش ادواري بر طبق يك برنامه زمانبندي معيني نظير تجزيه و تحليل ماهانه فروش برحسب مشتري تهيه ميشود. يك گزارش خاص در هنگام بروز اتفاق خاص تهيه ميگردد. براي مثال, ممكن است سياست شركت آن باشد كه در هر بار بروز تصادف يك گزارش تصادف تهيه نمايد. يا ممكن است وقتي يك مدير با اتفاق غير مترقبهاي, نظير كاهش نرخهاي بهره مواجه ميشود, نياز به اطلاعات ويژه داشته باشد. مدير ميتواند اطلاعات ويژه را از طريق كنكاش پايگاه اطلاعات كسب نمايد. اصطلاح گزارش خاص براي واكنش به بررسيهاي پايگاه اطلاعات مورد استفاده قرار ميگيرد. گزارشات چاپي و نمايشي در فصل 8 دريافتيم كه گزارشات ميتوانند بصورت چاپي يا نمايشي باشند. اين انتخاب در هر دو مورد گزارشات ادواري و گزارشات خاص به كار ميرود. گزارشات مشروح و گزارشات خلاصه گزارشات ادواري و خاص هر دو ميتوانند بصورت مشروح يا مختصر باشند. يك گزارش مشروح جزئياتي را در مورد هر عمل يا دادو ستد در اختيار قرار ميدهد. سطرهاي نشان دهنده اعمال يا معاملات, سطرهاي توضيح ناميده ميشوند. خطوطي كه مقادير سرجمع براي يك گروه از كارهاي يا معاملات را نشان ميدهند سطرهاي كل ناميده مي شود. در گزارش مشروح مصور در شكل 3 ـ 13 هر سطر توضيح, يك داد و ستد فروش را نمايش و هر سطر كل جمع, مجموع فروشهاي مربوط به هر مشتري را نشان ميدهد. بالعكس يك گزارش مختصر حاوي سطرهايي است كه مي توانند چندين عمل يا داد وستد را نمايش دهد. شكل 4 ـ 13 يك گزارش خلاصهاي است كه از همان اطلاعات گزارش مشروح تهيه شده است. اطلاعات ريز داد و ستد در آن منظور نميشود.( سيستمهاي اطلاعات مديريت, مك لويد, ص: 447 ـ 445) چارچوب سيستم تصميم يار: قبل توصيف DSS مفيد خواهد بود چارچوب كلاسيكي براي تصميم ياري ارائه كنيم اين چارچوب ما را با مفاهيم اساسي كه در تعاريف DSS و ES1 به كار ميروند آشنا خواهد ساخت. همچنين ما را در مباحث ديگري مانند ارتباط بين علم مديريت و سيستمهاي هوشمند (ES) و DSS كمك خواهد كرد. اين چارچوب بوسيله گوري و اسكات مورتون كه كارسيمون و آنتوني را تركيب و يكپارچه نمود ارائه شده است. جزئيات اين چارچوب در زير خواهد آمد. مطابق نظر سيمون فرايندهاي تصميم گيري پيوستاري است كه از مسائل بشدت ساختار يافته (ترجيحا قابل برنامهريزي) تا مسائل به شدت ساختار نيافته (غير قابل برنامهريزي) را در برميگيرد. فرايندهاي ساختاريافته براي مسائل تكراري و كليشهاي كه راههاي استانداردي دارند به كار ميرود. فرايندهاي ساختارنايافته در مواجه با مسائل پيچيده و مبهم كه روشهاي حل استانداردي ندارند بكار ميرود. فرايندهاي ساختارنايافته در مواجه با مسائل پيچيده و مبهم كه روشهاي حل استانداردي ندارند بكار ميرود. تاكيد بر تصميمگيري همچنين نيازمند درك فرايند تصميمگيري انسانها نيست. سيمون اين فرايند را به سه مرحله تقسيم كرده است: 1 ـ تفكر ـ جستجوي شرايطي كه نياز به تصميمگيري دارند. 2 ـ طراحي ـ ابداع, گسترش و تجزيه و تحليل روشهاي عمل. 3 ـ انتخاب ـ انتخاب يكي از روشهاي موجود. در يك مسئله كاملاً ساختار يافته همه اين مراحل وجود دارند. يك مرحله ساختاريافته مرحلهاي است كه رويههايش استاندارد, اهدافش روشن و ورودي و خروجي آن كاملاً معلوم باشد. در يك مسئله ساختار نايافته هيچكدام از مراحل فوق وجود ندارند. تصميماتي كه بعضي از مراحل فوق را شامل ميشود نيمه ساختاريافته ناميده ميشود. در يك مسئله ساختاريافته رويههاي دستيابي به بهترين راه حل (يا حداقل راه حل خوب) شناخته شده هستند مسائل موجود در اين حال از قبيل سطح موجودي يا تصميمگيري در خصوص استراتژي سرمايهگذاري بهينه وكاملاً معلوم و واضح ميباشند. از اين رو مدير ميتواند از كارشناسان علم مديريت (OR)1 بهره گيرد. در يك مسئله ساختار نايافته هنوز فهم ودرك استنباط انسانها پايه تصميمگيري است. مسائل ساختارنايافته نوعاً طراحي خدمات جديد مديريت را دربردارد. مسائل نيمه ساختاريافته مابين مسائل ساختاريافته و ساختارنايافته قرار دارند و تركيبي از رويههاي استاندارد و قضاوتهاي شخص را دربرميگيرند. كين و اسكات مورتون براي مسائل نيمه ساختاريافته مثالهاي زير را ارائه ميكنند. بودجهبندي بازار براي توليدات مصرفي, قراردادهاي تجاري, تجزيه و تحليل كسب سرمايه. در اينجا يك سيستم تصميميار ميتواند كيفيت اطلاعاتي كه تصميمگيري بر مبناي آن صورت ميگيرد (و در نتيجه كيفيت تصميم) را افزايش دهد اين كار با ارائه دامنهاي از راه حلهاي جايگزين (بدليها)1 انجام ميشود. نيمه دوم اين چارچوب براساس طبقه بندي آنتوني قرار دارد. اين طبقهبندي سه مقولهاي كه همه فعاليتهاي مديريتي را در برميگيرد موارد زير را بيان ميكند: 1 ـ برنامهريزي استراتژيك ـ اهداف بلند مدت و سياستهاي تخصيص منابع. 2 ـ كنترل مديريتي ـ تهيه و استفاده كارآمد از منابع جهت نيل به اهداف سازماني. 3 ـ كنترل عملياتي ـ اجراء موثر و كارآمد كارها. جدول نه گانه طبقهبنديهاي آنتوني و سيمون در يك جدول نه گانه با هم تركيب ميشود. اين جدول چارچوب تصميم يار را ايجاد ميكند. ستون راست ابزارهاي مورد نياز پشتيباني از تصميمات گوناگون را نشان ميدهد. گوري و اسكات مورتون معتقد بودند كه مدلهاي متعارف علم مديريت براي تصميمات نيمه ساختاريافته و ساختارنايافته كافي نبودهاند. آنها سيستم اطلاعات (حمايتي) را پيشنهاد كردند آنرا سيستم تصميميار ناميدند. سيستمهاي خبره (هوشمند)1 كه چند سال بعد معرفي شدند براي پشتيباني از كارهايي كه نيازمند كارشناسان خبره ميباشد مناسبند. جدول (1/17): چارچوب تصميم يار (DSS) پشتيباني مورد نياز برنامه ريزي استراتژيك كنترل مديريت كنترل عملياتي انواع كنترل انواع تصميمات علم مديريت يا ساير مدلهاي كمي 3 ـ مديريت مالي (سرمايه گذاري) ـ انبارداري, ـ سيستمهاي توزيع 2 ـ تجزيه و تحليل بودجه ـ پيش بيني كوتاه مدت ـ گزارشات پرسنلي ـ تجزيه تحليل ساخت يا خريد 1 ـ حسابهاي دريافتي ـ سفارشات ساختاريافته نيمه ساختاريافته ساختارنايافته -DSS -ES 6 ـ ايجاد تجهيزات جديد ـ ادغامها ـ تملك ـ برنامه ريزي توليدات جديد ـ طراحي حقوق ودستمزد ـ طرحهاي كيفي بيمه 5 ـ ارزيابي اعتبارات ـ تهيه بودجه ـ استقرار تجهيزات ـ برنامه ريزي پروژه ـ طراحي سيستمهاي هشدار دهنده 4 ـ برنامه ريزي توليد ـ كنترل موجودي -DSS -ES 9 ـ برنامه ريزي تحقيق و توسعه ـ ايجاد تكنولوژي جديد ـ برنامهريزي اجتماعي و مسئوليت پذيري 8 ـ مذاكره ـ استخدام يك مدير ـ خريد سخت افزار ـ لابي كردن 7 ـ انتخاب جلد مجله ـ خريد نرم افزار ـ اخذ وام DSS در مقايسه با MIS در فصل اول مطرح كرديم كه DSS يكي از كاربردهاي MIS است. رالف اسپراگ چارچوبي براي DSS تعريف نموده كه براساس دياگرام نشان داده شده در نمودار7 ـ 8 ميباشد. طبق اين چارچوب DSS برروي تصميم, MIS برروي اطلاعات و EDP برروي دادهها تمركز دارد. به نظر وي در عمل, MIS برروي مديران سطح مياني و DSS برروي مديران سطح بالا متمركز است. وي اعتقاد دارد كه MIS برروي گزارشات و جستجوي پايگاه دادهها تاكيد دارد در حاليكه DSS به پاسخگويي سريع, كنترل كاربر و پشتيباني تطبيقي مديران تاكيد ميورزد. الف ـ مدير ميتواند شخصاً از DSS استفاده كند. مديران صف ياستاد ب ـ مدير زيردست مدير ميتوانند بعنوان واسطه عمل كنند. مديران متخصصان صف اطلاعات ياستاد نمودار 6 ـ 8 روشهايي كه مدير ميتواند با DSS ارتباط برقرار كند. ديويس, از يك ساختار واحد با توجه به سلسله مراتب سيستمهاي پردازش داده به شكل يك هرم استفاده نمود. ساختار وي در نمودار 8 ـ 8 مجددا ترسيم شده است. ديويس DSS را به فرايند تصميمگيري نزديكتر از MIS ميداند. به نظر وي قابليتهاي آناليز DSS از MIS قويتر است. تمركز تصميم DSS MIS تمركز اطلاعات تمركز داده EDP نمودار 7 ـ 8 مدل اسپراگ كه DSS, MIS و EDP را با هم مقايسه ميكند. كارلسون DSS و MIS را با استفاده از دادههاي مندرج در جدول 1 ـ 8 با هم مقايسه ميكند. MIS پشتيباني غير مستقيم را فراهم ميسازد و مدير بايستي اطلاعات را تفسير نمايد, در حاليكهDSS ميتواند يك تصميم خاص را توصيه نمايد. MIS تنها در طي مرحله آگاهي سايمن به مدير كمك ميكند, در حاليكه DSS در تمام مراحل از مدير حمايت مينمايد. MIS بطور كلي برروي مسائل (مديريت) متمركز است, در حاليكه DSS هميشه برروي مسائل نيمه ساختيافته تاكيد دارد. در نهايت, MIS عمدتاً با فراهم سازي اطلاعات سروكار دارد DSS برروي فرايند تصميمگيري متمركز است. فرأيند تصميم DSS MIS پردازش داده نمودار 8 ـ 8 ارائه DSS بعنوان فراهم كننده مسطح بالاتري از پشتيباني تصميم نسبت به MIS معيار MIS DSS پشتيباني تصميم گيران مراحل تصميم گيري پشتيباني شده انواع تصميمات پشتيباني شده تاكيد غير مستقيم آگاهي مديريت اطلاعات مستقيم تمام نيمه ساختيافته پشتبياني فرايند تصميم جدول 1 ـ 8 مقايسه MIS و DSS تعريف ما از DSS بر اساس جدول كارلسون ميباشد و در آن مسائل نيمهساختيافته فرايندهاي تصميم در نظر گرفته شده است. DSS با MIS متفاوت ميباشد. دو مورد براي بيان اختلاف اصليMIS و DSS لازم است. اول, اينكه آشنايي بيشتر در مورد حل مسئله و تصميمگيري نسبت به زماني كه MIS مطرح گرديد موجود است. دوم اينكه, تكنولوژي محاسباتي امروزه خيلي بيشتر توسعه يافته است. سخت افزار و نرم افزار در دسترس مديران امروزي فرصتهاي زيادي نسبت به آنهايي كه در سالهاي اوليه شروع MIS ممكن بود, براي پشتيباني تصميم ايجاد كردهاند. اصطلاحات MIS و DSS هر دو در لغتشناسي محاسبات بازرگاني خوب جا افتادهاند. تا زمانيكه هر دو اصطلاح مورد استفاده قرار ميگيرند, بحث در مورد اينكه هر يك چه مفهومي دارند و چطور به ديگري مربوط ميباشد وجود خواهد داشت. يك مدل DSS مدلي از DSS در نمودار 9 ـ 8 نشان داده شده است. مدير و فرايند تصميم در سمت راست و DSS در سمت چپ قرار گرفتهاند. DSS با فراهم كردن اطلاعات براي هر يك از مراحل فرايند تصميم, پشتيباني لازم را بعمل ميآورد. اين تصميمات مدير را قادر ميسازد تا چهار نقش تصميمي را ايفا نمايد.(سيستمهاي اطلاعات مديريت, مهدي بهشتيان, ص: 350 ـ 348 ). دلايل ساخت يا ايجاد DSS در چند سال گذشته ما شاهد استفاده از DSS بودهايم. در اواسط دهه 70, DSS عمدتاً به جهان دانش, تحقيق و توسعه صنعتي (R&D) تعلق داشت. در اوايل 1980, DSS در برخي از سازمانها متوسط نيز مورد استفاده قرار ميگرفت. امروز بعلت انقلاب ايجاد شده در ريزكامپيوترها تقريبا هزاران DSS در سازمانهاي مختلف وجود دارد. نصب و استقرار DSSهاي بزرگ نيازمندپشتيباني مديريت عالي در سازمانهاست. در مواردي DSS در كل سازمان مورد استفاده قرار ميگيرد و محدود به مسائل مالي نيز نميباشد. حقيقت اينست كه نقش و فايده DSS در پشتيباني از عمليات بازاريابي مالي و … بسيار ملموس است. در ساخت سيستمهاي تصميم يار دو نگرش عمده وجود دارد: يكي ساخت از صفر بدون توجه و بهرهگيري از سيستمهاي موجود و ديگري نيز اصلاح و توسعه سيستمهاي موجود است. نگرش اول كه بسيار پرهزينه است و احتمالا نيز انجام آن به زمان زيادي احتياج خواهد داشت. در حاليكه در نگرش دوم تنها به اصلاح و توسعه سيستمهاي موجود پرداخته ميشود. فايده اساسي توسعه سيستمهاي موجود بصورت صرفه جويي در زمان (كه مواردي صرفاً چند هفته معدود مورد نياز است) و هزينه نمايان ميشود. DSSهاي نصب شده برروي ريزكامپيوترها اغلب بوسيله خود DSS ساخته ميشود. سيستم پشتيباني تصميم و انواع آن: سيستم پشتيباني تصميم (DSS) ابزار بهرهور در دست كاركنان فكري است تا آنها را در امر تصميمگيري ياري رساند. پردازش تبادلات به موضوعات عملياتي روتين مربوط ميباشد لذا (DSS) شامل كليه اجزا MIS جز پردازش تبادلات است. بيشتر توجهات امروزي در جهت برقراري MIS فعالتر جهت پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي تصميمگيرندگان در سطوح عملياتي, تاكتيكي و استراتژيكي قرار گرفته است. دلايلي چند از اين توجهات بشرح زير ميباشد. ـ پيچيدگي رويه رشد سيستمهاي كامپيوتري بعنوان بخشي از حيات كاري كاركنان حرفهاي و مديريتي. ـ درك روبه رشد مديران در اين مورد كه MIS را ميتوان و بايد طوري طراحي نمود كه نيازهاي از اطلاعاتي تصميم گيرندگان را برآورده سازد. ـ پيشرفتهاي فني در برخورداري از خدمات محاسباتي آسانتر (با سخت افزار ارزان و نرمافزارهاي فراوان). با توجه به پيچيدگي, زمان و هزينه سيستمهاي(DSS) مختلفي تا كنون بوجود آمدهاند كه نمونههايي از آنها بشرح زيرند: ـ يك معاملهگر اتومبيل از برنامه SpreadSheet بر كامپيوتر PC خود بهره ميگيرد تا شرايط مالي وام را محاسبه نمايد. ـ يك ستاد كمكي به كنترلر كمك مينمايد تا به بانك اطلاعات شركت دسترسي يافته تا گزارش موقتي تهيه نمايد. اين گزارش, گزارش توزيع موجودي كالاهاي ساخته شده, بر اساس محصول در نواحي مختلف ميباشد. ـ متصدي خزانه داري از مدل پيچيده و پيشرفتهاي بهره ميگيرد تا وجوه دريافتي و مخارج پرداختي را پيشگويي نموده و عدم كارايي نقدينگي شناور در حساب بانكي شركت را كاهش دهد. معاون مالي رئيس مدل Spreadsheet خاصي را تدوين مينمايد كه قادر است صورتهاي مالي پيشبيني شدهاي را تحت محفوظات مختلف و دررابطه با سطوح فروش مختلف, حاشيه سود ناخالص متعدد و هزينههاي عملياتي تهيه نمايد. ـ دپارتمان توزيع يك شركت توليدي ازمدلي جهت طرحريزي مسيركاميونها بهره ميگيردتا هزينههاي ارسال محصولات از محلهاي توليد تا مشتري را كمينه سازد. ـ دپارتمان بازاريابي از مدلي بهره ميگيرد تا نحوه تخصيص وجوه تبليغاتي ميان وسايل مختلف و هزينه نيل به سطح معيني از دفعات نمايش تبليغات بر اساس ويژگيهاي جمعيتي را تعيين نمايد. اين مثالها نكات مهمي را در خصوص DSS ارائه مينمايند: 1 ـ سيستم پشتيبان تصميم ممكن است شامل تهيه يك گزارش ساده موجودي كالا يا يك مدل رياضي پيچيده مانند مدل تعيين مسير كاميونها باشد . 2ـ DSS ممكنست بر اساس سيستم كامپيوتر PC بنا نهاده شود ويا بر اساس يك Mainframe مركزي. 3ـ DSS ممكنست توسط استفاده كنندگان مستقيم آن اشخاص پشتيباني كننده تصميمگيري ويا توسط ستاد فني طرح و به اجرا درآيد. 4 ـ DSS ممكن است خودنگهدار باشد و به بانك اطلاعاتي شركت و يا به بانكهاي اطلاعاتي بيرون از سازمان متصل باشد. 5 ـ منافع DSS ممكن است بر مبناي واحدهايي ملموس اندازهگيري شود ويا بر مبناي شرايط و معيارهاي غير ملموس. DSS بر مبناي بهرهگيريهاي حاصله از كامپيوتر, تصميمگيرندگان را ياري مينمايد و امكان تركيب بهترين قابليتهاي بشر و كامپيوتر را تواماً فراهم مينمايد. بشر از قابليت اعجاب انگيز تشخيص الگوهاي مربوط از ميان الگوهاي متعدد موجود در تصميمي خاص برخوردار است و براي اينكار نيازمند به دستيابي اطلاعات و دادههاي مربوط به آن تصميم ميباشد. هدف سيستمهاي پشتيبان تصميم (DSS), تكميل قدرت تصميمگيري بشر با قابليتهاي دستكاري و تغيير دادههاي كامپيوتر ميباشد. طرح DSS بايد ابتدا وظايف محوله به كامپيوتر را تعيين نمايد و بقيه امور را برعهده تصميمگيرنده قرار دهد و لذا درجه مشاركت و مساعدت كامپيوتر در تصميمگيريهاي مختلف از صفر تا صددرصد متغير ميباشد. بسياري از تصميمات مهم سازمان به دلايل مختلفي چون ماهيت كمي نداشتند و يا عدم درك صحيح و فرماليزه نشدن DSS ممكن است بدون نقش كامپيوتر اتخاذ گردند. اكثر سيستمهاي پشتيبان تصميم امروزي و موجود با متغيرها, دادهها و ارتباطات كمي سرو كار دارند. براي مثال, مدل جريان نقدينگي شركت ممكن است دريافتيها و پرداختيهاي نقدي را در رابطه با توليد و فروش قرار دهد. متغيرهاي نتيجه (نقدينگي خالص ورودي يا خروجي طي دوره يكماهه), متغيرهاي دروندار (توليد و فروش هر ماه) و ارتباط ميان متغيرها (تاخير زماني فروش و دريافت نقدينگي مربوط به آن فروش) را ميتوان برحسب شرايط كمي مربوطشان به خوبي بيان نمود و لذا تصميمگيريهايي كه شامل اهداف متعدد غير كمي و متضاد باشند از مساعدت كمتري برخوردار ميگردند و DSS بر فرايند تصميم اثر زيادي برجاي نخواهد گذاشت. پيشرفتهاي جديد دامنه تغييرپذيري مسائلي كه DSS ميتواند نقش مفيد و اقتصادي را در آنها بر عهده داشته باشد افزايش داده است. اهم اين پيشرفتها به شرح زير ميباشند: 1 ـ كاهش بهاي سخت افزارهاي كامپيوترهاي شخصي و ترمينالهاي رودررو و تعاملي و سهولت دستيابي تصميمگيرندگان به آنها. 2 ـ سهولت در يادگيري زبانهاي جديد سطح بالا كه سازمان را قادر ميسازد تا DSS خاص خود را بدون تحمل هزينهاي زياد طراحي نمايد. 3 ـ پيشرفتهاي حاصله در نرم افزارهاي پردازش متون امكان دستكاري و تحليل دادههاي كمي در زمينه كاربردهاي غير سنتي DSS فراهم نموده است. 4 ـ سهولت و ارزاني نسبي طرح DSS, زمينه مساعدتهاي كمي ناقص جهت مسائل غير كمي و غيره روتين را امكان پذير ساخته است (مثل تحليل بار مالياتي بر درآمدهاي مختلف به ازاء سطوح مختلف مالياتي). 5 ـ روشهاي تحليل و نرم افزارهايي جهت مساعدت تصميمگيرندگان توسعه يافته كه در آنها, وزندهي ذهني به اهداف متعدد جهت يافتن گزينهاي كه توازن قابل قبولي را ميان اهداف متضاد برقرار نمايد تسهيل شده است.( آشنايي با مباني سيستمهاي اطلاعات مديريت, علي اصغر انواري رستمي, ص: 45 ـ43 ). فوايد و ويژگيهاي DSS ـ توانايي حل مسائل پيچيده: DSS قادر است مسائل پيچيدهاي را كه بر طرق عادي و بوسيله ساير سيستمهاي كامپيوتري قابل تجزيه و تحليل نيستند حل نمايد. ـ پاسخ سريع به شرايط غير منتظره كه منجر به تفسير وروديها ميشوند: DSS ميتواند در زمان كوتاهي تجزيه و تحليلهاي كمي و كلي را انجام دهد. حتي تغييرات اساسي در كل برنامه را ميتواند بصورتي هدفدار1 در زماني كوتاه مورد ارزيابي قرار دهد. ـ توانايي بكارگيري سريع و هدفدار چند استراتژي مختلف درشرايط گوناگون: اين عمل توسط DSS در كوتاهترين زمان ممكن انجام ميپذيرد. حال آنكه سيستمهاي كامپيوتري ديگر به مراتب زمانهاي بيشتري را نياز دارند. ـ آموزش و چشم انداز جديد: كاربر DSS ميتواند از طريق تركيب مدل و تجزيه و تحليل حساسيت, چشم اندازهاي جديدي را پيش خود ببيند. چشم اندازهايي كه در آموزش مديران فاقد تجريه و ساير كاركنان كارآمد هستند. ـ تسهيل ارتباطات: جمع آوري دادهها و مدلسازي با مشاركت فعال كاربران انجام ميگيرد. از اين رو سهولت فراواني براي ارتباطات مديران فراهم ميكند. عينيت و منطق فرايند تصميمگيري, حمايت كاركنان از تصميمات سازماني را ايجاد ميكند. ـ بهبود مديريت اجرا و كنترل: DSS كنترل مديريت بر هزينهها و پيشرفت عمليات سازمان را افزايش ميدهد. ـ صرفه جويي در هزينهها: كاربردهاي مكرر DSS به طور قابل توجهي هزينهها را كاهش ميدهد, همچنين هزينه تصميمات نادرست را تقليل ميدهد. ـ تصميمات هدفدار: تصميمات متخذه بر مبناي DSS بسيار پايدارتر و عيني تر از تصميمات بغرنجي است كه تنها بر مبناي فهم و شعور انسانها قرار دارد. همچنين اينگونه تصميمات بر پايه تجزيه و تحليل كلي قرار داشته و با مشاركت افرادي كه در تصميمگيري موثر بودهاند اجرا ميشود از اينرو تصميمات از كيفتي بهتر برخوردار بوده و احتمال توفيق آنها بيشتر است. ـ بهبود اثربخشي مديريت: قابليتهايي كه به آنها اشاره شد اثربخشي مديريت را بر پايه كاهش زمان و كار افزايش ميدهد. DSS گاهي زمان كار (زماني كيفي) براي تجزيه و تحليل, برنامهريزي و اجرا در اختيار مديران قرار ميدهد. ـ پشتيباني از افراد و گروهها: DSS براي پشتيباني از هر يك از مديران و يا گروهي از آنان نيز ميتواند به كار رود. ـ نمايش گرافيكي: DSS اطلاعات مورد نياز مديران را به صورت گرافيكي نيز ارائه ميدهد. گرافيكهاي كامپيوتري كاربر را قادر ميسازد تا دادهها را به صور گوناگون ببيند. اينكار تجزيه و تحليل و فهم مقاير زيادي از دادهها را امكان پذير ميسازد. ـ گسترش پشتيبانيها: DSS مديران را در تمامي مراحل تصميمگيري پشتيباني ميكند, حال آنكه مدلهاي متعارف علم مديريت تنها محدود به يك يا دو مرحله در فرايند تصميمگيري هستند. تكامل سيستمهاي تصميميار: مديريت و علوم اطلاعاتي در 25 سال گذشته شاهد رشد سريع بوده است. اين تحول و روشهاي اجرايي و تصميمگيري مديران تاثير مهمي داشته است. مديران با استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي كامپيوتري وساير ابزارها تصميمگيريهاي خود را بهبود بخشيدهاند. همانگونه كه در شكل 3/17 نشان داده شده است تركيب دو علم يكي از ويژگيهاي DSS ميباشد. تصوير 3/17 نشان ميدهد كه تكامل سيستمهاي اطلاعات در چهار سطح با سيستمهاي پردازش دادهها شروع شده و به DSS منتهي ميگردد. هر كدام از چهار سطح داراي پنج ويژگي هستند. ويژگيهاي سطوح بالاتر (DSS يا MIS) ويژگيهاي سطح پايينتر را در برميگيرد. بعنوان مثال DSS به مديريت عالي محدود نميشود و از طرف ديگر مدلهاي علم مديريت و كاربردهاي كنترل توليد را هم در برميگيرد. اما ويژگيهاي يك سطح بالاتر تنها منحصر به آن سطح است. واتسون DSS را بعنوان تكامل طبيعي تكنولوژي سيستمهاي اطلاعات كامپيوتري تلقي ميكند. بعلاوه زمانيكه سيستمهاي اطلاعاتي به جريان اطلاعات ساختاريافته تاكيد ميكند, توجهDSS به استفاده از مدلهاي تصميميار است. تفاوت اصلي بين فنون پژوهشي عملياتي سنتي و DSS در جدول 2/17 خلاصه شده است. پايگاه مدل پايگاه دادهها زبانهاي فرمان و اجرا ( نمايش) جدول (3/17): مدل مفهومي DSS جدول (2/17): ويژگيهاي سيستم اطلاعاتي در سطوح اجرايي سطوح ويژگيها بالاتر پايينتر سيستمهاي تصميم ياريDSS سيستمهاي اطلاعات مديريتMIS سيستمهاي داده پردازي منسجم سيستمهاي داده پردازي پايه برنامهريزي دراز مدت استراتژيك و تجزيه و تحليل تواناييها كنترل توليد, پيش بيني فروش, برنامه ريزي دراز مدت استراتژيكي برنامه ريزي توليد, تجزيه و تحليل فروش ليست حقوق, فهرست موجودي و پرونده پرسنلي كاربردها سيستمهاي مديريت پايگاه دادهها, دسترسي متقابل مديران, استفاده گسترده از اطلاعات مشترك دسترسي متقابل برنامه نويسان براي وظايف سيستم عموميت دارد منحصر به فرد براي هر كاربردي پايگاه دادهها مدلهاي تحقيق در عمليات و علم مديريت مدلهاي علم در مديريت مدلهاي ساده تصميم مدلهاي تصميم وجود ندارد قابليتهاي تصميم پشتيباني اطلاعاتي از تصميم گيريهاي معين و مسئوليتها گزارشات درخواستي و برنامهريزي شده, اطلاعات درخواستي مدير, جريان ساختار يافته اطلاعات گزارشات خلاصه, اطلاعاتي عملياتي گزارشات خلاصه انواع اطلاعات مديريت عالي مديريت مياني مديريت عملياتي سطوح مديريت مياني, مديريت عملياتي بالاترين سطح سازماني ساختار سيستمهاي تصميمياري يك سيستم تصميميار تركيبي از عناصي اصلي زير است: الف) پايگاه دادهها و مديريت آن. ب) پايگاه مدل و مديريت آن. ج) سخت افزار د) سيستم ارتباط كاربر الف) پايگاه داده هاي1 DSS و مديريت آن: پايگاه دادهها مجموعهاي از دادههايي است كه متناسب با نيازها و ساختار يك سازمان, سازماندهي شده و به دفعات ميتوان آن را مورد استفاده قرار داد. براي فهم پايگاه دادهها ابتدا بايد قدري در مورد اطلاعاتي كه درفايلها نگهداري ميشوند بحث كنيم. هر فايل شامل مجموعهاي از اطلاعاتي است كه تنها يك كاربرد دارد. بعنوان مثال يك سازمان ممكن است داراي يك فايل كاركنان, (ليست همه كاركنان), يك فايل مشتري (ليست تمام مشتريان) و غيره باشد. هر كدام از اين فايلها شامل اطلاعات زيادي از قبيل آدرسها, شماره تلفنها و حجم خريدهاي هر كدام از مشتريان ميباشد. در يك سيسيتم كامپيوتري, يك فايل ميتواند روي حافظه كمكي مانند ديسك يا نوار تايپ قرار گيرد. سازمانها در واقع هزاران فايل را در اشكال كتابخانهاي نگهداري ميكنند معمولاً هر فايل براي مقاصد متفاوتي بكار ميرود اما ممكن است با اطلاعات فايلهاي ديگر مرتبط باشد. مثال: فرض كنيم كه سازماني چهار فايل دارد, فايل موجودي بخشهاي مختلف سازمان, فايل توليد, فايل استفاده بخشهاي مختلف و فايل مشتري. گرچه هر يك از فايلها براي مقاصد مختلفي مورد استفاده قررا ميگيرد اما دادههاي فايلها با يكديگر ارتباط دارد. براي مثال فايل استفاده بخشها (استفاده كمي) نيازمند گزارش موجودي ماهانه ميباشد. خريد توليدات ثبت شده در فايلهاي مشتري با تقاضاي ماهيانه توليد ارتباط دارد. بعلاوه مديريت هراز گاهي نيازمند گزارشاتي است كه از اطلاعات دو يا چند فايل بدست ميآيد. در برخي از سازمانها بيش از 80 % ازكل گزارشات غير تكراري است. در گذشته برنامهنويسان و تحليل گران سيستم بايستي فايلها را مرتب كرده و برنامههاي جديدي ايجاد نموده و دادهها را متناسب با نيازهاي مديريت دستكاري1 ميكردند. اين كار زمان و هزينه زيادي در برداشت. راه حل اين مسئله در مفهوم پايگاه عمومي دادهها نهفته است. پايگاه دادهها, مجموعهاي از دادههاي مرتبط با حداقل زوائد و كاربردهاي زياد ومستقل از برنامه كامپيوتري كه آنرا بكار ميبرد و سخت افزاري كه روي آن ذخيره شده است ميباشد. پايگاه دادهها به نحو خاصي سازماندهي ميشود تا بتوان دادهها را بر حسب نياز بازيابي كرد. براي مثال به جاي فايل مجزايي كه قبلا به آن اشاره شد ميتواند يك پايگاه دادهها جانشين شود. در ساختار فايل, دادهها تنها يكبار ليست ميشوند. البته اين مطلب كه اطلاعات چه موقع روزآمد (بهنگام) ميشوند و فضاي حافظه و زمان بازيابي اطلاعات, اهميت خيلي زيادي دارند. سيستم مديريت پايگاه داده ها (DBMS)2 پايگاه دادهها توسط سيستم مديريت پايگاه دادهها (DBMS) ايجاد گرديده, در دسترس قرار گرفته و روزآمد ميشود. (DBMS) يكسري از برنامههاي نرم افزاري است. كه شش امكان اصلي را فراهم ميكند: 1ـ توانايي پاسخگويي به سئوالات 2 ـ ايجاد ارتباط بين دادهها. 3 ـ تحقق استقلال دادهها. 4 ـ بازيابي سريع دادهها. 5 ـ روزآمد كردن سريع دادهها. 6 ـ ايجاد امنيت3 جامع دادهها. ايجاد و كنترل پايگاه اطلاعات كار پيچيده و مشكلي است. نرم افزار(DBMS) فايلهاي پيچيده و بزرگ را از طريق استخراج يكسان و يك كاسه ميكند. ممكن است DSS شامل چندين پايگاه داده باشد كه برخي از آنها خارج از سازمان قرار داشته باشند. علاوه بر فايلهاي داخلي و خارجي كه پايگاه دادهها را تشكيل ميدهد, فايلهاي مديران را نيز ميتوان به آن اضافه كرد. ب) ـ پايگاه مدل و مديريت آن در DSS پايگاه مدل به دو بخش اصلي تقسيم مي شود: 1 ـ برنامه كامپيوتري از پيش نوشته شده (بسته هاي نرم افزاري) : اين بستهها شامل مدلهاي آماري و رياضي استاندارد از قبيل برنامهريزي خطي يا تحليل رگرسيون يا برنامههاي ويژه براي مديران و يا يك سازمان و يا حتي يك صنعت ميباشند ومدلهاي قابل توجه در اين زمينه عبارتند از: مدلهاي برنامهريزي دراز مدت و استراتژيك, مدلهاي برنامهريزي مالي و مدلهاي برنامهريزي عملياتي و تاكتيكي. بعلاوه پايگاه مدل برنامههاي شبيهسازي و تجزيه و تحليل حساسيت را نيز دربر دارد. 2 ـ قالب ايجاد مدل: برخي از برنامههاي حاضري وكليشهاي را ميتوان در ايجاد برنامههاي كليشهاي ديگر بكار برد. سيستم مديريت پايگاه مدل ( MBMS) سيستم مديريت پايگاه مدل (MBMS) يك سيستم نرمافزاري است كه وظيفهاش ايجاد مدل و ساخت قالب براي گزارشات جديد, روزآمد كردن و تغيير مدل و دستكاري دادههاست. MBMS قادر است از طريق پايگاه دادهها مدلها را با همديگر مرتبط سازد. ج ) سخت افزار: DSSهاي بزرگ نوعاً روي مين فريم (كامپيوتر اصلي) نصب ميشوند. بسيار از DSSهاي كه توسط كاربر ايجاد شده است روي كامپيوترها نصب ميشوند. سخت افزار سيستم نوعاً شامل يك صفحه CRT براي نشان دادن گرافيكي دادهها و يك چاپگر و يا يك رسام است. در كاربردهاي مديريتي نشانگر گرافيكي ارزش زيادي دارد. نمودارها, گرافها, جداول و حتي تصاوير سه بعدي را ميتوان بصورت رنگي ايجاد كرد. د) سيستم كاربر: اين بخش شامل زبانهاي كامپيوتر و ابزارهايي است كه اطلاعات را به كامپيوتر وارد كرده و يا آن را نشان ميدهد و داراي اجزا زير است: 1 ـ زبانها تحقيقي : عامل اساسي در ايجاد DSS و سهولت ارتباط بين مدير و كامپيوتر است. از آنجاييكه بيشتر مديران نميتوانند زبانهاي نظام يافتهاي مانند بيسيك يا كوبول را به راحتي به كار ببرند, ارتباطات بايستي به زبان (انگليسي ـ مانند) باشد. امروزه چندين بسته نرم افزاري كه ارتباط مستقيم به يك زبان طبيعي (انگليسي, اسپانيولي و غيره) بپذيرد, وجود دارد. چنين زبانهايي اساسا در زمينههاي برنامهريزي و مدلدهي مسائل مالي ايجاد شدهاند. سيستم تعاملي برنامهريزي مالي (IFPS) و بسته (نوماد) نمونه هايي از اين مسئله ميباشند. زبانهايي با اهداف خاصي در زمينههاي ويژهاي مانند مديريت دانشگاه (زباني با عنوان DEPM) خطوط هواپيمايي و بيمارستانها ايجاد شده است. اين زبانها تحقيقي, نظام نايافته هستند. به اين معني كه در يك مدل به هر ترتيب مي توانند وارد شوند. مشكل اين زبانها در مقايسه با زبانهاي نظام يافته كارآيي پايين آنها در اجرا است. با وجود اين DSS به كارآيي توجه زيادي ندارد و به دنبال ارائه ابزاري اثر بخش براي پشتيباني از تصميمات مديران است. 2 ـ تغذيه و نمايش اطلاعات DSS بصورت همزمان (On–Line) با كامپيوتر ارتباط دارد. اين مطلب باعث تواناييهاي زير ميشود: الف) پاسخ فوري به سئوالات (ارتباط فعال) و ارائه به موقع گزارشات و تحليلها, حتي در طول برگزاري جلسات مديران. ب) آزمايش سريع سياستها و تحليل حساسيت. ج) نمايش و كنترل فرآيند توليد بصورت همزماني (اين امر در توليد و تصميمات كنترل كيفيت اهميت زيادي دارد). نكته اصلي در DSS اين است كه كاربر نقش فعالي در ايجاد و كاربست تحليلها ايفا ميكند. سهولت كاربرد, انعطاف پذيري و پاسخ سريع از نكات اساسي ديگري است كه در DSS مورد تاكيد ميباشند. مدير از طريق ترمينال با كامپيوتر ارتباط برقرار ميكند او بصورت ايده آل از طريق ترمينال خود با زباني مانند انگليسي دستوراتي به كامپيوتر ميدهد. كامپيوتر به پايگاه داده دسترسي پيدا كرده مطابق برنامهريزي انجام شده از پايگاه استفاده ميكند و سپس نتايج نمايش داده ميشوند. ايده اصلي MIS ايټ/textarea><
|
|